سه‌شنبه، شهریور ۲۴، ۱۳۸۸

ارتقاءِ سيستم!


برادرجان!

.

كمي خَم شو..!

.

تفنگ ات را زمين بگذار !

.

سوييچ تانك را بردار...!!
.
.
همين!

۴۲ نظر:

مایکرافت گفت...

دقیقا چقدر خم شود تا سوییچ را بردارد قبل از آنکه لنگش به هوا برود؟

مهندس پنگول جونی گفت...

قزوین دوستت داریم.

Mohammad Yousefi گفت...

كوتاه و جالب

میثم الله‌داد گفت...

میثم الله‌داد like this

زبل خان گفت...

ببه...

آرش فرهنگ پژوه گفت...

کاش ادمه اش را هم نوشته بودی داشت کمکم جالب میشد!
تا همین جایش هم خیلی جالب بود

محمد فكري گفت...

برادرجان
تفنگفت را به من بسپار
كه من حال مي‌كنم با اين صداي تير ناهنجار
من و اصغر ترقه هم‌چنان در كوچه و بازار
تير خواهيم انداخت...
...
ذهنمون نزديك بوده ها،‌الله اكبر
من هم مي‌خواستم چنين پستي بزنم،‌البته خواهم زد،‌نگي نگفتيا...!

ر د ک گفت...

بله دقیقا اصل واقعیت اینه ولی میترسم به جای تانک این احمق ها دکمه بمب اتمی رو بزنن

لیتیوم گفت...

Nice & Sharp

بعد مدت ها این نوشتت بدلم نشست

Fatemeh گفت...

هه! باحال بود

دختر دیوانه گفت...

جالب بود ....

حامد (تک نوشت( گفت...

خیلی با حال بود...

cat گفت...

che hesse badi dasht

super MARIO گفت...

مثلن نمیشه تفنگم دستم باشه بعد سوییچم بردارم؟

Hassan Gholamalifard گفت...

-در جوابِ مايكرافت:
هرچقدر كه كَرَمِشه ديگه!!

-در جواب آرش فرهنگ پژوه:
ادامه اش خيلي جيغه ديگه

-در جواب محمد فكري:
خدا كند كه براي اين نزديكي ذهن برامون حرف در نيارن!!

-در جواب super MARIO:
يه دولا شدن كه اين همه ترس نداره!..در ضمن با يه دست نميشه تانك روند!

روزانه های یک دوشیزه گفت...

اول شلواری از جنس آهن بپوش بعد خم شو

ثلج گفت...

اگه تونستین بیخیال دولا شدن و خم شدن و قزوین و این جور چیزا بشین ، یه ذره هم به اون تانکی فکر کنین که این برادر قراره باهاش در روز قدس از متظاهران* پذیرایی کنه

*متظاهران:(به ضم میم و فتح ت) تظاهرات کنندگان ، کسانی که تظاهر می کنند ، کسانی که فکر می کنند دارند کاری می کنند ، یه عده که یه عده دیگه سر کارشون گذاشتن.

farzad گفت...

سلام. عالی. برادر جان ما با این پستهای شما بسیار حال می کنیم. پست قبلی به من ثابت کرد که حتی یک طرح تکراری را چقدر می توان با مضامین نو جذاب و پرکشش کرد.

Marzie.A گفت...

محظوظ شدیم

آرش فرهنگ پژوه گفت...

خوشم می اید که می دانید باید منتظر چی باشید!

منورالفکر گفت...

احیانا این چند روزه قزوین تشریف نداشتی؟ نقشه های قزوینی رو ادم پیاده می کنی برادر!!!!!!!

بوی خوش زن گفت...

شما در گذشته اشعار حماسی نمیگفتی احیانا؟!!!!!!!!!!

خم شدن خطرناکه درین آشفته بازار که سگ های لبنانی و فلسطینی ممکنه صاحابشونو نشناسن و کمی مورد عنایت قرارشون بدن
:))

روشنک گفت...

چه ارتقای صلح جویانه‌ای به به!!

لیتیوم گفت...

آمیب جان واقعا لازم نبود بیای و مثلا جبران کامنت کنی...نوشته ات قشنگ بود کامن گذاشتم و واقعا از این توقع های مسخره نداشتم....

رها گفت...

ایول 45 کروموزومی!خوشم اومد با اینکه 4 تا کروموزوم ناقابل از ماها کمتر دارید اما قدرت تجزیه و تحلیل و تخیل ودست قلم قویی داری!!خیلی پر زخم مینویسید

وندا گفت...

پر زخم!!!!! عجب تعبیر جالبی!

محبوبه میم گفت...

جالب این که شجریان سی سال پیش تصنیفی خواند که اشاره ای به حمایل کردن تفنگ ها داشت و حالا زمین گذاشتن آن . همین کافی ست که ثابت کند شجریان چطور با مردم پیش آمد تا رسید به این جا . این پیر آواز ایران با صدای آسمانی اش.

رها گفت...

تمام پستهاتون ر و خوندم!!!می شه گفت تنها وبلاگی بود که همه پستاش رو خوندم!!!اطلاعات زیادی دارید!!!تو اشپزی هم که بعععععععععله؟اره جناب؟خوشم میاد که رو سفیدمون کردید(:اگه اجازه بدید خوشحال می شم لینکتون کنم؟!

منيژه گفت...

سلاااااااام
چه خوب که گفتين سوييچ تانک و بردار فکر کردم بايد دستام و بالا بگيرم.مرسي از لطفتون

ماه ناز گفت...

تصوير هم خوب بود با متن سنخيت داشت.همان جيغ كه فرمودين!!!!!!

Hassan Gholamalifard گفت...

-در جواب ثلج:
حق با شماست

-در جواب محبوبه ميم:
موافقم

-در جواب ليتيوم:
بايد بعضي اوقات ادب را هم رعايت كنم ديگه

-در جواب رها:
خواهش ميكنم

رها گفت...

خیلی ممنون که مشرف فرمودید!راستی منم اواسط تیر ماه داشتم د لاست را نگاه می کردم(یه بار فکر نکنیدما ماهواره داریما!ما هم like u از اینترنت با سرعت 25kb تماشا می کردیم!! )که ناگاه برنامه را قطع نمودندو ما رو در خماری گذاشتند!تا اینکه جدیدا دیدم دوباره گذاشتنش!!(سری قبل که کانکت شده بودم!!)

بهزاد گفت...

و اینقدر تو دریای خشم مردم غوطهور شو تا غرق بشی!!!
خیلی سنجیده و باحال بود:)

كيجا گفت...

احتياجي به خم شدن نداره
توي جيب هر كدومشون 5-6 تا هست

ناشناس گفت...

تانك نياوردند اما با ماشين از رومون رد شدن!

ميردهقان

shadow گفت...

آیا انجام این کار فقط مخصوص "برادر جان" می باشد؟؟؟D:D:

shadow گفت...

آیا انجام این کار فقط مخصوص "برادر جان" می باشد؟؟؟D:D:

محمد سفری گفت...

سلام آمیب جان. تمام مطالب وبلاگتو از بالا تا پایین خوندم. خیلی جالب و زیبا بود. لذت وافری بردم. مردی که زنش دپرس شد و طنز زورکی رو اساسی حالشو بردم. بقیه هم زیبا ولی تلخ بود. من مجله ی چلچراغ رو می خونم ولی اثری از اسم شما ندیدم. قضیه چطوره؟ در ضمن شما رو هم با اسم اصلیتون لینک کردم. اگه می خواین با اسم دیگه ای لینک کنم خبر بدین.

میثم الله‌داد گفت...

رفیق هر چی پست بنویسی، این متن دیگه توی ذهن من مونده. خیلی موندگار شده خداییش.

ناشناس گفت...

خوب است

تلخک گفت...

اگر هم سوییچ تانک جواب نداد، باز هم خم شو سوییچ تانک و زمین بذار و جاش سوییچ بمب افکن و بردار.
این طوری دیگه حتما جواب می ده!

مژده گفت...

الان دارم سعی می کنم که نظر بذارم :دی
اینم خیلی باحال بوذ. آفرین داره

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

من كيم؟ اينجا كجاست؟!