یکشنبه، مهر ۲۵، ۱۳۸۹

ریلیشن‌شیپ‌های وا

در یک رابطه‌ی روشنفکرانه با خداوند به سر می‌برم،
بدین صورت که نه من توقعی از او دارم و نه او از من!
نه من چیزی از او می‌خواهم نه او از من!
نه من را با او کاری‌ست نه او را با من!
نه او آیتی برای من می‌فرستد نه من برای او رکعتی!
خلاصه سنگ‌هایمان را واکنده‌ایم با هم!!

۱۱ نظر:

خان گور گفت...

احساس میکنم اینطوری موفق تریم!

liar lady گفت...

آره...

زنـ ی کـه مـ ن باشـ م ... گفت...

من همیشه با این قسمت شیپش مشکل داشتم !

زشت گفت...

خدا هم به این رابطه روشن فکرانه راضی شده دیگه.به کفر گفتن ترجیح می ده

avahellhammer گفت...

اگه با آدمام میشد از این ریلیشن شیپا داشت که دیگه غم نداشتیم.

مهندس پنگول جونی گفت...

خدا شما رو برای هم حفظ کنه

ابله گفت...

خب خدا را شكر!
پس گربه را دم حجله كشتين!

جیران گفت...

اینو عاشقونه دوس داشتم..
کلی هم شادی کردم :)
کلی هم هیجان بر انگیز بود:)

جیران گفت...

من بعد ماه ها اینو دوباره خوندم و شادی کردم

Mohammad گفت...

دوست عزیز قلمتون بی نظیره ، کاری با موضوعات ندارم منظور ادبیاتتونِ کلا ، خیلی وقت بود تو نت از خوندن انقدر لذت نبردع بودم
مرسی

Mohammad گفت...

دوست عزیز قلمتون بی نظیره ، کاری با موضوعات ندارم منظور ادبیاتتونِ کلا ، خیلی وقت بود تو نت از خوندن انقدر لذت نبردع بودم
مرسی

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

من كيم؟ اينجا كجاست؟!