پنجشنبه، دی ۱۷، ۱۳۸۸

فست فودواج!


چند وقتيست كه در محافل عمومي و خصوصي دوباره بحثِ ازدواج موقت پيش كشيده شده و اين خبر نقل تمامي محافل گشته است. برخي از مردان (و يا به اعتقادِ بنده مرد نماها!) با شنيدن اين خبر آب از لب و لوچه شان راه افتاده و در پي فرصتي براي اقدام به اين امر مهم هستند. همچنين برخي از خانمها نيز اقدام به خريدن چندين فقره كفش پاشنه بلند و ماهيتابه نموده اند كه همين امر سبب شده تا اين دو محصول به سرعت ناياب شده و در بازار سياه با بهاي گزافي فروخته شوند!. پيرو اين اتفاقات ما هم بر آن شديم تا در اين زمينه تحقيقات نموده و به صورتِ ريشه اي اين مسئله را بررسي نماييم. در ذيل به پاره از اين تحقيقات اشاره مينماييم:
1-در ابتداي تحقيقاتِ ميداني مان (حد فاصل ميدان بهارستان!) متوجه شديم يكي از نمايندگان محترم پيشنهاد داده تا يك برگه براي ثبتِ ازدواج موقت به شناسنامه افزوده شود. اينجا اين سوال مطرح ميشود كه اندازه اين برگه A4 است يا A3 و يا براي هر ازدواج موقت يك برگه كافيست يا بيشتر لازم است كه اگر اينگونه باشد ممكن است شناسنامه برخي از آقايان به دليل تعددِ زوجاتِ موقته از حالتِ معمولي خارج شده و تبديل به يك دوره هفت هشت جلدي و يا مثنوي هفتاد من شود!
2-در ادامه تحقيقاتمان به گروهي از مردان برخورديم كه با تاسيس يك شركتِ هرمي اقدام به ازدواج موقت نموده بودند بدين صورت كه هر كدام از مردان به عنوان يك سرشاخه بودند و تعدادِ كثيري از زنان هم به عنوان زيرشاخه زير مجموعه آنها !. ما براي تكميل گزارشمان به سراغ اصغر آقا لوله كش كه يكي از موفق ترين سر شاخه ها بود رفتيم و متوجه شديم ايشان كارنامة درخشاني در اين حرفه دارد و تا كنون توانسته 84268 خانم را به سيستمش معرفي نمايد! در ادامه مصاحبه با اين شخص متوجه شديم كه ايشان داراي يكي از قطورترين شناسنامه ها ميباشد به نحوي كه هرگاه بخواهند ازدواج جديدي را در آن ثبت نمايند مجبورند با كاميون شناسنامةشان را انتقال دهند. همچنين متوجه شديم كه ايشان از سجلشان صرفا براي همين كار استفاده مي نمايند و كلا شناسنامةشان كاربردِ ديگري ندارد! پس از تحقيقاتِ بيشتر در موردِ اين افراد متوجه شديم كه دقيقا كارشان همانندِ شركت هاي هرمي است؛ بدين صورت كه در ابتدا اقدام به مخ زني مي نمايند و سپس با اقداماتي كه ما خودمان هم رويمان نميشود تا آنها را در گزارشمان بگنجانيم‘ جماعتِ نسوان را در شرايطِ انجام شده قرار ميدهند و آنها را واردِ سيستمشان نموده و پس از مدتي هم آنها را به امان خدا رها كرده و حتي جواب سلامشان را هم نمي دهند و اقدام به گرفتن ورودي هاي جديد مي نمايند!...در ادامه تصويري از نحوه ساختار درختي و نيمچه باينري اين شاخه ها را به دست آورديم كه در بالاي صفحه به نظرتان رسانديم:

(دايره بزرگ محل قرار گيري مرد را نشان ميدهد
دايره هاي كوچك نيز محل استقرار زنان موقت را نشان ميدهد! )

از اصغر آقا پرسيديم كه مهريه اين جماعت را از كجا جور ميكنيد؟
جواب داد: برو بابا!..بچه اي!؟..مهريه كيلويي چند!؟ اين زنها اولش فكر ميكنند كه مهريه حقشان است اما پس از اينكه واردِ سيستم ميشوند ميفهمند كه اينجا از اين سوسول بازي ها خبري نيست!..اصلا ازدواج موقت مثل فست فود است داداش!
3-در مراحل بعدي تحقيقاتمان متوجه شديم كه ازدواج موقت زمان بندي هاي مختلفي دارد بدين صورت كه از يك ربع تا 99 سال جا دارد! اما در ادامه پي برديم كه كلا تمام ازدواجهاي موقت همان يك ربع اولش شيرين است و الباقي اش يا به پزشكي قانوني ختم ميشود يا به جوب!
4-همچنين متوجه شديم ملتِ ما هنوز ياد نگرفته اند كه نبايد از ازدواج موقت صاحب فرزند شوند اما يا به دليل كمبودِ امكانت و يا علاقه شديد به شفاف سازي(!) و يا اجناس بنجل چيني و يا پاس ننمودن درس تنظيم خانواده برخي از مواقع اين نوع ازدواجها باعثِ ظهور فرزنداني ميشود كه به اصطلاح از زير بته عمل آمده اند و در آينده نسبت به جامعةشان كينه ورز شده و بزه كار ميشوند و ممكن است در سنين بزرگسالي شان در خيابانها و كوچه ها راه افتاده و عربده كشي كنند و براي مردم مزاحمت ايجاد نموده و يا آنها را مضروب نموده و اموالشان را سرقت كنند. طبق آمار سرنوشت فرزندان حاصل از اين ازدواجها مبهم است به نحوي كه مشخص نميشود كجا كار ميكنند و برخي مواقع با اينكه هستند اما انگار نيستند!
5-در ادامه بررسي هايمان متوجه برخي از مسائل شديم و فهميديم كه.........آقا بي خيال!...به خدا ما زن و بچه داريم!...نيخواهيم خودمان را از نان خوردن بياندازيم!....اصلا ازدواج موقت خيلي هم خوب است و از قديم هم گفته اند كه پشتِ سر هر مردِ موفقي چندين زن موقت حضور دارند!!

*****

چاپيده شده در روزنامه «فرهنگِ آشتي» در تاريخ 15/10/88

۱۳ نظر:

زی زی گفت...

این ظلمی آشکاره. به جای این که در این مملکت حقوق زنان هر روز بیشتر بشه هر روز شاهد ماجراهای معکوس هستیم. جای بسی تاسف است!!!!!

ناشناس گفت...

اووووووووووووووووول
سلام دوست عزیز
خوش حالم که با نوشته هاتون اشنت شدم!
خیلی جذاب و زیبا هستند.
و خوشحالتر میشم اگه شما هم دل نوشته های منو بخونین.
دستتون درد نکنه بسیار لذت بردم.

گودزیلا گفت...

حتما به منم یه سر بزنین!!!!!!!

یاردان قلی گفت...

سلام بر جناب آمیب 45 کروزمومی..آقا یه لطفی میکنی به ما بگی مطلب شما دقیقاً کدوم قسمت روزنامه فرهنگ آشتی چاپ میشه بنده به چند روزی هست هی این فرهنگ آشتی را میخرم ولی پیدا نمیکنم کجایش شما هستی!الان هم که تایپ میکنم روزنامه فرهنگ آشتی 15 دی 88 در جلو چشمانم هست اما باز هم شما رو کشف نکردم قسمت سوم انگل را که ننوشتی :دی حدافل بگو این ستونت کجایست!دیگر کم کم دارم شک میکنم به این عباس آقا دکه ای محلمون که این ستون شما را پیچانده ....

Hassan Gholamalifard گفت...

-در جواب ياردانقلي:
صفحه دوم...ستون پيشنهادي براي خنده

ونوس گفت...

سلام..کفمان برید و به بسیاری از وقایع اشراف کامل یافتیم.از تحقیق خسته نباشید

فاطمه گفت...

سلام
این اصغر آقا هم موجود جالبی بود! ولی واقعا باعث تاسفه که یک نماینده مجلس شعورش در حدیه که به جای اینکه به مسائل مهمتر مملکتی رسیدگی کنه به این رسیدگی میکنه که چند تا زن بگیریم. لابد بعضی از این وکیل الدوله ها تعداد زیرشاخه هاشون خیلی زیاده و دارن توسل میجویند به راههای قانونی

Havij گفت...

در صورت تحقق این شناسنامه‌ها:
شناسنامه آق مهدی جلد دوم صفحه ۲۰۶
ننه مموتی مهریه سیصد میلیون مرتیکه جزایری

الحان گفت...

هه هه باحال بود

لوکی گفت...

البته ممکن است این فرزندان با آویزان کردن مقداری ریش و پشم از خود، در کوچه و خیابان اقدام به کتک زدن مردم هم بنمایند ...

behrooz گفت...

با عرض سلام و خسته نباشید.
مجمع فروشگاه های کامپیوتری ایران قصد تبادل لینک یا لوگو با شما دارد.
ما را با نام کامپیوتر ایران لینک کنید.
http://p30ir.ir
برای تبادل لوگو ، لوگوی شما باید 180*60 (عریض) باشد.
از اینکه با ما همکاری می کنید کمال تشکر را داریم.

هادی گفت...

عضدواج موغت خیلی خوپه!!
من میخام حتمن!!

کافه اسپرسو گفت...

ببخشسد این شرکت کجا ما را پرزنت می کنه؟؟؟؟

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

من كيم؟ اينجا كجاست؟!