یکشنبه، بهمن ۱۱، ۱۳۸۸

چه كسي خوشه مرا جابجا كرد!؟

ديروز جناب آقاي خوشه شناس در جمع خبرنگاران حاضر شد و در نشستي صميمانه به سوالات آنان پاسخ داد. بنابر اخبار واصله اين جلسه در اوج سادگي و به دور از تجملات در پنت هاوس يكي از هتلهاي پنج ستاره برگزار شد. در ابتداي جلسه آقاي خوشه شناس اقدام به خوشه بندي خبرنگاران نمود بدين صورت كه خبرنگاران خارجي را جزو خوشه اول؛ خبرنگاران راديو تلويزيون را جزو خوشه دوم؛ روزنامه نگاران اينوري را جزو خوشه سوم و روزنامه نگاران اونوري و منتقد را جزو خوشه چهارم دسته بندي نمود. پس از اين خوشه بندي ها آقاي خوشه شناس به پشت تريبون رفت و پس از آنكه چند جرعه آب انبه نوشيد از خبرنگاران خواست تا طبق نوبتي كه بر اساس خوشه شان به آنها داده شده سوالاتشان را مطرح نمايند. ايشان در تذكري از تمام خبرنگاران خواست تا پايشان را اندازه خوشه شان دراز كنند تا خدايي نكرده پاهايشان به خوشه هاي ديگران تجاوز نكند!
ابتدا نوبت خبرنگار جزاير سليمان بود تا سوالاتش را مطرح نمايد. در همان حالي كه اين خبرنگار به سمت جايگاه ميرفت آقاي خوشه شناس به صورت يواشكي از مشاورش پرسيد:«مگر سي سي بي و چي چي نيوز و اينها خبرنگار نفرستاده اند كه شما از اين زير پونزي ها شروع كرديد؟!» و مشاور پاسخ داد:«قربان شما خودتان دستور داديد تا همه شان را از سالن اخراج كنند!». آقاي خوشه شناس سرفه اي نمود و پس از مرتب نمودن كت و شلوارش به خبرنگار جزاير سليمان اجازه داد تا سوالش را مطرح كند.
خبرنگار جزاير سليماني گفت: «والا ما اصلا الان در جريان نيستيم كه اينجا چه خبره و نميدانيم قرار است چه سوالاتي بپرسيم! اگر اجازه دهيد بنده به همراه خبرنگاران مالديو و آنگولا سوالاتمان را آخر جلسه مطرح كنيم!»
آقاي خوشه شناس با اين خواسته موافقت كرد و از مامور نوبت دهي خواست تا نوبت خبرنگاران خوشه چهارم را به خبرنگاران خارجي بدهد. اين اقدام سبب شد تا خبرنگاران خوشه چهارمي كمي اعتراض كنند كه البته با وساطتِ چند نفر از افرادِ بادي بيلدينگ كار‘ اعتراض اين جماعت در نطفه به آرامش رسيد!
خبرنگار راديو تلويزيون كه چهره اش شبيه يكي از مجري ها بود در حالي كه علامتِ دماغ سوخته به خبرنگاران خوشه چهارم نشان ميداد از آقاي خوشه شناس پرسيد: «اولا بنده از طرف تمام ملتِ خوشه مند از شما بابت كارهاي كارشناسي و خفني كه انجام ميدهيد تشكر ميكنم. در ثاني از شما خواهش ميكنم تا براي تنوير افكار عمومي كمي راجع به اقداماتِ خوشه اي تان توضيح دهيد و بفرماييد كه هدفمند نمودن يارانه ها به صورت خوشه اي چه دستاوردهاي عظيمي براي ما به همراه دارد.» آقاي خوشه شناس لبخندي زد و به خبرنگار راديو تلويزيون گفت:«به به! اين ادبِ شما بر و بچه هاي ضرغامي من را كشته! از طرف من به آقا عزت بگوييد كه يك خوشه برايش كنار گذاشته ام باقلوا!» و پس از رد و بدل نمودن چشمك با خبرنگار مذكور افزود: «ببينيد! ما تمام كارهايمان كارشناسي شده و من به شما قول ميدهم كه كارشناسان ما همگي خوشه شناسان زبده اي هستند. اصلا خودِ بنده يك دوره كلاسهاي خوشه شناسي در تاكستان هاي اروپا تشكيل دادم و اين كلاسها آنقدر مفيد بود كه چند تا از كارشناسان ما به عنوان لژيونر در همانجا مشغول خوشه بيني شدند! ما آمده ايم مردم جامعه را به پنج خوشه تقسيم نموده ايم و متوجه شديم كه اكثر مردم ما جزو خوشه هاي يك تا سه هستند و اين يعني مردم ما دستشان به دهانشان ميرسد و اصلا صحيح نيست كه براي دوزار پول دستشان را جلوي دولت دراز كنند تا غرورشان جريحه دار شود! پس ما تصميم گرفتيم تا يارانه هاي اين گروه را كلا قطع نموده و آن را به افراد مستقر در خوشه هاي چهار و پنج بدهيم. ما تحقيقات كرديم و كشف نموديم كه افرادِ خوشه هاي چهار و پنج مي توانند پس از مدتي با دريافت اين يارانه ها خودشان را تا خوشه هاي يك تا سه بالا بكشند و اين يعني اينكه يارانه هاي اين گروه نيز قطع خواهد شد و به افراد خوشه هاي دو و سه كه در اين مدت تا خوشه پنج تنزل پيدا كرده اند تعلق خواهد گرفت! ما بنا را بر اين گذاشته ايم كه در خوشه پنج هميشه از فرمول جوانگرايي استفاده نموده و از نيروهاي جديد و تازه نفس در آن بهره ببريم! به هر حال ما اينقدر همين روند را ادامه ميدهيم تا در سطح جامعه به برابري برسيم و بتوانيم كلا همه هموطنان عزيزمان را در خوشه سه يا چهار اسكان دهيم!»
يكي از خبرنگاران خوشه سومي اين سوال را مطرح نمود كه:«پس اين يارانه به همه تعلق نمي گيرد!؟» و آقاي خوشه شناس جواب داد:«خب اگر قرار بود به همه تعلق بگيرد كه اصلا حذف نميشد! چه كاريه!؟ مردم ما بايد ياد بگيرند كه روي پاي خودشان بايستند و اينقدر چشمشان به جيب دولت نباشد! اصلا بودجه دولت يك آب باريكه اي است كه بايد صرف اقداماتِ مملكتي شود مثلا همين پروژه منوريل چند وقت است كه نيمه كاره مانده! مردم ما بايد بدانند كه ما اين پولها را در راهِ حفظ آبروي خودشان خرج ميكنيم! مثلا ممكن است فردا پس فردا همين آقاي هوگو چاوز بيايد و از ما تقاضاي پول دستي كند! خوب ما بهش بگوييم نداريم!؟ بگوييم نمي دهيم!؟ زشته ديگه! آنوقت ميرود پيش مورالس و كاسترو و هي از ما پيش آنها بدگويي ميكند و ميگويد ما از اينها دوزار پول خواستيم ندادند و آبروي ما را ميبرد. حتي ممكن است برود از اوباما پول بگيرد كه اين براي ما اُفتِ كلاس دارد و اصلا به خاطر همين بنده همين الان تصميم گرفتم تا هوگو و دوستانش را نيز در خوشه پنچم ثبت نام كنم!»
يكي از خبرنگاران ورزشي پرسيد:«ورزشكاران و فوتباليستها جزو كدام خوشه قرار ميگيرند!؟» و آقاي خوشه شناس جواب داد:«خوشه پروين! و يا به قول شما خوشه سلطان!» و از اين شوخي خودش كلي خنديد!
در انتهاي جلسه دوباره نوبت به خبرنگاران خارجي رسيد. آنها همگي در حالي كه كف بر دهان آورده بودند يكصدا از آقاي خوشه شناس پرسيدند:«ما از اين طرح شما خيلي خوشمان آمده اما اگر اين طرح شما ضرباتي بر خوشه هاي ملت وارد نمايد چه اقداماتي ميشود انجام داد؟» آقاي خوشه شناس هم به آنها چشمكي زد و گفت:«خوب خوشه بند را براي همين روزها اختراع نموده اند ديگر!» طبق آخرين گزارشها آقاي خوشه شناس پس از اتمام جلسه به همراه دوستانش به سمت استخر و سوناي هتل رهسپار شد اما قبل از عزيمتش رو به دوربينها لبخند زد و گفت:«برو خوشه چين باش سعدي صفت!»
*****
چاپيده شده در روزنامه «فرهنگ آشتي» به تاريخ 11/11/88

۸ نظر:

rohollah گفت...

بابا دمت گرم
حالا اين خوشه پائين باشه خوبه يا بالا باشه
ما كه آخرش نفهميديم
ظاهرا خوشه سه نشانگر وضعيت بهتر شخص نصبت به خوشه‌يك هست

شیوا گفت...

همین کا را رو می کنی میان در مجله رو تخته می کنن دیگه ، مگه آقای خوشه شناس دور از جون بلا نسبت ... است که چشمک بزنه

کلاغک خاتون! گفت...

من در وبلاگم مفصلا" توضیح فرمودم که خوشه بندی چیست؟ و جدیدا" عرض کردم که خانواده ی بنده از فرط مایه داری بجای خوشه در ساقه جا گرفتند.
آقا جان مگرمملکت بی صاحاب است که پول آن برود تو جیب مردم که بروند LCD بخرند
؟
فوتینا! برنامه داریم برنامه!

ر د ك گفت...

مرسي
مثل هميشه عالي بود
سربلندباشي

بازباران... گفت...

سلام
اینجور که بوش میاد همه رو گذاشتن تو خوشه3. با این بازی جدید خوشه بندی و خوشه چینی هم یه چند وقت مردم اساسی می رن سر کار...
پ
اینده باشید.

bahar گفت...

فوق العاده بود برای همه همکارانم شر کردم ...

بهار مهرگان گفت...

فوق العاده بود برای همه همکارانم شر کردم

بهار مهرگان گفت...

فوق العاده بود برای همه همکارانم شر کردم

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

وقتی كسی نوشته‌ای از من بخواند.....

من كيم؟ اينجا كجاست؟!